برای انتخاب هیدروموتور چهار عدد لازم است: گشتاور مورد نیاز بار، دور خروجی، فشار در دسترس سیستم و دبی پمپ.
برای انتخاب هیدروموتور چهار عدد لازم است: گشتاور مورد نیاز بار، دور خروجی، فشار در دسترس سیستم و دبی پمپ.
ابتدا گشتاور بار را با یک ضریب اطمینان حساب میکنید، سپس حجم جابهجایی موتور از رابطهی «گشتاور × ۶۲٫۸ تقسیم بر (اختلاف فشار × راندمان مکانیکی)» به دست میآید، و در آخر دبی لازم از رابطهی «حجم جابهجایی × دور تقسیم بر (۱۰۰۰ × راندمان حجمی)» محاسبه میشود. اگر حجم جابهجایی بهدستآمده از محدودهی موتورهای موجود بیرون بود، یا فشار را بالا میبرید و نوع موتور را عوض میکنید، یا یک گیربکس کاهنده بین موتور و بار قرار میدهید.
در استعلامهایی که برای هیدروموتور میرسد، بیشتر مشتریها فقط میدانند «یک موتور ۴۰۰ سیسی» یا «یک موتور با گشتاور زیاد» لازم دارند. ولی موتوری که بدون محاسبه انتخاب شود، یا زیر بار راه نمیافتد، یا دور کمتر از انتظار میدهد، یا پمپ دستگاه برای آن کافی نیست. این راهنما محاسبه را قدمبهقدم توضیح میدهد و در پایان، یک مثال کامل برای وینچ ۲ تنی را با دو راهحل حل میکند.
گشتاور بار از ضرب نیرو در شعاع به دست میآید. در وینچ، نیرو وزن بار به نیوتن است (جرم به کیلوگرم ضرب در ۹٫۸۱) و شعاع، شعاع درام به متر؛ در چرخ ماشین، نیرو مقاومت غلتشی و شیب و شتاب است و شعاع، شعاع چرخ؛ در نقاله، نیرو کشش تسمه و شعاع، شعاع پولی محرک. مثلاً بار ۲۰۰۰ کیلوگرمی روی درامی با قطر ۳۰۰ میلیمتر، نیرویی حدود ۱۹٬۶۲۰ نیوتن و گشتاوری حدود ۲۹۴۳ نیوتنمتر روی شفت درام میسازد.
این عدد گشتاور «در حال کار» است و برای انتخاب موتور کافی نیست. بار باید از حالت سکون راه بیفتد، شتاب بگیرد و اصطکاک یاتاقانها و چند لایه پیچیده شدن سیم روی درام را هم جبران کند. در عمل، گشتاور محاسبهشده را در یک ضریب حدود ۱٫۲ تا ۱٫۵ ضرب میکنند؛ عدد بالاتر برای باری که زیاد قطع و وصل میشود یا شتاب زیاد دارد. این نکته برای هیدروموتور اوربیتالی اهمیت بیشتری دارد، چون گشتاور راهاندازی این موتورها بهطور محسوس از گشتاور در حال کار کمتر است و موتوری که بدون این حاشیه انتخاب شود، ممکن است زیر بار کامل راه نیفتد.
وقتی گشتاور لازم مشخص شد، حجم جابهجایی موتور به فشاری بستگی دارد که در دسترس است. رابطه این است: حجم جابهجایی (سیسی در دور) برابر است با گشتاور (نیوتنمتر) ضرب در ۶۲٫۸، تقسیم بر اختلاف فشار (بار) ضرب در راندمان مکانیکی موتور. اختلاف فشار یعنی فشار ورودی منهای فشار خط برگشت؛ اگر فیلتر برگشت یا شیر کنترل ۱۰ تا ۱۵ بار فشار برگشتی بسازد، همین مقدار از فشار مؤثر کم میشود. راندمان مکانیکی برای موتور اوربیتال حدود ۰٫۸ تا ۰٫۹ و برای موتور پیستونی حدود ۰٫۹ تا ۰٫۹۵ در نظر گرفته میشود.
این رابطه نشان میدهد چرا فشار در انتخاب موتور اینقدر اهمیت دارد. برای همان گشتاور، اگر فشار دو برابر شود، حجم جابهجایی لازم نصف میشود و موتور کوچکتر و دبی کمتری کافی است. به همین دلیل وقتی گشتاور لازم بالاست و سیستم میتواند در فشار ۲۵۰ بار یا بالاتر کار کند، هیدروموتور پیستونی که برای این فشار ساخته شده، با حجم جابهجایی کمتر همان گشتاور را میدهد. در مقابل، اگر فشار سیستم محدود است، مثلاً حدود ۱۶۰ بار، حجم جابهجایی لازم بالا میرود و ممکن است از بزرگترین موتورهای اوربیتال هم بیشتر شود.
دور خروجی از سرعت خطی کار به دست میآید. در وینچ، اگر سیم باید با سرعت ۱۵ متر در دقیقه جمع شود و قطر درام ۳۰۰ میلیمتر باشد، دور درام برابر است با سرعت خطی تقسیم بر محیط درام (π × قطر)، یعنی حدود ۱۶ دور در دقیقه. در چرخ ماشین هم همین رابطه با قطر چرخ و سرعت حرکت برقرار است.
وقتی حجم جابهجایی و دور مشخص شد، دبی لازم به لیتر در دقیقه برابر است با حجم جابهجایی (سیسی) ضرب در دور (rpm)، تقسیم بر ۱۰۰۰ و تقسیم بر راندمان حجمی موتور. راندمان حجمی برای موتور اوربیتال حدود ۰٫۸۵ تا ۰٫۹ و برای موتور پیستونی حدود ۰٫۹۵ است. این عدد باید با دبی واقعی پمپ دستگاه مقایسه شود. اگر پمپ دبی کمتری دارد، موتور به دور مورد نظر نمیرسد؛ اگر دبی خیلی بیشتر است، باید با شیر کنترل جریان یا پمپ دبیمتغیر تنظیم شود و دبی اضافه از روی شیر اطمینان به گرما تبدیل نشود. حداقل دور پایدار موتور را هم در کاتالوگ ببینید؛ موتوری که باید زیر دور حداقل خودش کار کند، حرکت ناصاف و پلهپله پیدا میکند. علت حرکت ناصاف هیدروموتور در دور پایین و تفاوت موتورهای اوربیتال و پیستونی در این زمینه را جداگانه توضیح دادهایم.
فرض کنید باری ۲۰۰۰ کیلوگرمی با درامی به قطر ۳۰۰ میلیمتر و سرعت ۱۵ متر در دقیقه باید بالا کشیده شود. گشتاور بار حدود ۲۹۴۳ نیوتنمتر است و با ضریب ۱٫۳ برای راهاندازی و اصطکاک، گشتاور طراحی حدود ۳۸۳۰ نیوتنمتر میشود. دور درام هم حدود ۱۶ دور در دقیقه است. اگر سیستم فقط ۱۶۰ بار فشار داشته باشد و بخواهیم موتور اوربیتال را مستقیم به درام وصل کنیم، با راندمان مکانیکی ۰٫۸۵، حجم جابهجایی لازم حدود ۱۷۷۰ سیسی است؛ عددی دو برابر بزرگترین موتورهای اوربیتال رایج. پس اتصال مستقیم اوربیتال در این فشار جواب نمیدهد و دو راه باقی میماند.
راه اول، موتور پیستونی شعاعی با اتصال مستقیم: اگر سیستم بتواند در ۲۵۰ بار کار کند، با راندمان مکانیکی ۰٫۹۲ حجم جابهجایی لازم حدود ۱۰۴۵ سیسی است و موتوری حدود ۱۱۰۰ سیسی انتخاب میشود. دبی لازم با راندمان حجمی ۰٫۹۵ حدود ۱۸٫۵ لیتر در دقیقه است. راه دوم، موتور اوربیتال با گیربکس کاهنده: با یک گیربکس کاهنده که نسبت تبدیل گیربکس آن ۵ به ۱ و راندمانش حدود ۹۵ درصد است، گشتاور لازم روی شفت موتور حدود ۸۰۵ نیوتنمتر و دور موتور حدود ۸۰ دور در دقیقه میشود. در ۱۶۰ بار، حجم جابهجایی لازم حدود ۳۷۰ سیسی است و موتور ۴۰۰ سیسی انتخاب میشود که با راندمان حجمی ۰٫۹، حدود ۳۵ لیتر در دقیقه دبی لازم دارد. راه اول پمپ کوچکتر و مدار پرفشارتر میخواهد و راه دوم فشار پایینتر ولی پمپ بزرگتر و یک گیربکس. انتخاب بین این دو به فشار و دبی پمپ موجود، فضای نصب، ساعت کار روزانه و بودجه بستگی دارد.
در پایان محاسبه، توان را هم کنترل کنید. توان خروجی به کیلووات برابر است با گشتاور (نیوتنمتر) ضرب در دور (rpm) تقسیم بر ۹۵۵۰، و توان هیدرولیکی ورودی برابر است با دبی (لیتر در دقیقه) ضرب در فشار (بار) تقسیم بر ۶۰۰. در مثال وینچ، توان خروجی حدود ۶٫۴ کیلووات است و توان هیدرولیکی لازم، بسته به راهحل، حدود ۸ تا ۹٫۵ کیلووات میشود. الکتروموتور یا موتور دیزلی که پمپ را میچرخاند باید این توان را با حاشیه تأمین کند.
خطاهای رایج هم تکراریاند. اول، استفاده از فشار ورودی بهجای اختلاف فشار و نادیده گرفتن فشار برگشت. دوم، انتخاب موتور با فشار حداکثر بهجای فشار پیوسته؛ یک قاعدهی تجربی این است که گشتاور لازم در حدود دو سوم فشار پیوستهی مجاز موتور تأمین شود. سوم، یکسان گرفتن واحدها؛ سیسی بر دور با لیتر بر دقیقه، و بار با مگاپاسکال اشتباه گرفته میشود. چهارم، فراموش کردن بار جانبی روی شفت، بهخصوص در چرخها و چرخزنجیرها که باید با ظرفیت بلبرینگ موتور مقایسه شود. اگر عددهای بار، سرعت و فشار سیستم را دارید، آنها را همراه با نوع کاربرد برای کارشناسان هیدشاپ بفرستید تا محاسبه بررسی شود، موتور مناسب پیشنهاد شود و استعلام قیمت را دریافت کنید.
گشتاور به نیوتنمتر تقریباً برابر است با اختلاف فشار به بار ضرب در حجم جابهجایی به سیسی، تقسیم بر ۶۲٫۸، ضرب در راندمان مکانیکی موتور.
دور به rpm برابر است با دبی به لیتر در دقیقه ضرب در ۱۰۰۰ و ضرب در راندمان حجمی، تقسیم بر حجم جابهجایی به سیسی.
به دور مورد نیاز بستگی دارد. برای ۱۰۰ دور در دقیقه و راندمان حجمی ۰٫۹، دبی لازم حدود ۴۴ لیتر در دقیقه است.
معمولاً گشتاور بار را در ضریبی حدود ۱٫۲ تا ۱٫۵ ضرب میکنند تا گشتاور راهاندازی، شتاب و اصطکاک پوشش داده شود. برای بارهای پرتکرار و شتابدار، عدد بالاتر مناسبتر است.
یا فشار کاری سیستم را بالا ببرید و موتور مناسب همان فشار را انتخاب کنید، یا یک گیربکس کاهنده بین موتور و بار بگذارید تا گشتاور لازم روی شفت موتور کم و دور آن بیشتر شود.
توان خروجی به کیلووات برابر است با گشتاور ضرب در دور تقسیم بر ۹۵۵۰. توان هیدرولیکی لازم هم دبی به لیتر در دقیقه ضرب در فشار به بار تقسیم بر ۶۰۰ است.
این راهنما بر پایهی تجربهی تیم فنی هیدشاپ در انتخاب و تأمین هیدروموتور برای وینچ، نقاله، چرخ ماشینآلات و دستگاههای صنعتی نوشته شده است. ضریبها و راندمانهای بهکاررفته محدودههای رایج طراحی هستند و برای انتخاب نهایی، کاتالوگ سازندهی همان مدل موتور ملاک است. اگر هیدروموتور بخشی از یک یونیت کامل است، مطلب محاسبات یونیت هیدرولیک هم برای انتخاب پمپ و مخزن مفید است.
نویسنده: شیوا شریفی · بازبینی فنی: مهندس روزبهانی · آخرین بازبینی: [نهم آبان ۱۴۰۵]
با ما در ارتباط باشید همکاران ما پاسخگوی سوالات شما هستند.
لطفا برای آگاهی از قیمت و دریافت فاکتور، فرم استعلام این کالا را ارسال نمایید.
نظرات کاربران